تبليغاتX
خاتون


خاتون

آغاز کسی باش که پایان تو باشد





















 اتهامات آشکار صداوسیما به کاندیداهای رقیب و قیاس‌های مع‌الفارق کارشناسان!

اتهامات آشکار صداوسیمابه کاندیداهای رقیب وقیاس های مع الفارق کارشناسان 

صدای تظلم‌خواهی شیخ اصلاحات به آسمان بلند است از دست 30 : 20، میرحسین موسوی هم در نامه‌ای به روسای قوای مقننه و قضاییه و دادستان کل کشور به عملکرد رسانه ملی اعتراض کرد و نمایندگان نامزدها همگی به صورت مکتوب و شفاهی اعتراضشان را به رویه جانبدارانه صدا و سیما در قبال یکی از نامزدها اعلام کرده‌اند و کار حتی به تجمع جمعی از جوانان حامیان نامزدهای اصلاح‌طلب مقابل این سازمان کشیده شده است،....

اما از 30 : 20 و رپرتاژ آگهی‌های به نفع دولت و خیلی چیزهای دیگر هم که بگذریم، دسته‌گل آخر صدا و سیما، دیگر کاری است کارستان که تنها می‌توانست دست‌پخت کیهان‌نشینان و نویسندگان رجانیوز و لانه‌کردگان در خبرگزاری رسمی دولت باشد.

نویسنده محترم سایت کاملا معلوم‌الحالی چون رجانیوز به عنوان مجری برنامه انتخاباتی «ایران 88» - که البته حضور ایشان با آن سوابق معلوم در تاختن به آبروی افراد در یک برنامه انتخاباتی در شبکه سوم سیما جای پرسش دارد- در یکی از آیتم‌های روز سه‌شنبه برنامه خود برای دومین روز متوالی با «عبدالرضا داوری» معاون پژوهشی ایرنا و نویسنده رجانیوز و البته با معرفی وی به عنوان عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی، یکی از بدترین اقدامات ممکن را در حق یکی از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری انجام داد.

جناب آقای داوری که به صورت تلفنی در بحث شرکت کرده بود، در ادامه انتشار نتایج پژوهش‌های! خود - که سعی در نشان‌دادن چهره‌ای مظلوم از دولت و بزرگ‌نمایی آنچه تخریب و سیاه‌نمایی علیه دولت نامیده شده و هم‌چنین ایراد تهمت‌های فراوان به رسانه‌های مستقل کشور و تعقیب پروژه تحت فشار قرار دادن این رسانه‌ها و کانون‌های منتقد دارد- در این گفت‌وگوی تلفنی با مجری رجانیوزی برنامه که از پیش مقدمه را فراهم کرده بود، در اقدامی که حتما به خیال خام خودش بسیار زیرکانه بود، سعی کرد بین مهندس میرحسین موسوی و ابوالحسن بنی‌صدر!!! دست به شبیه‌سازی بزند!!!!

وی، هشدار دادن به مردم در مورد انتخاب نامزدها با بیان این‌که بنی‌صدر را دور و بری‌هایش می‌شناختند اما او با زرنگی، خود را «گزینه مطلوب امام» و «خط امامی» جا زد تا رای مردم را به دست آورد، سعی کرد تنها نامزد و درعین حال خطرناک‌ترین آنها برای همفکرانش را که این روزها مشخصه بازر وی را «خط امامی» و «گزینه مطلوب امام بودن» می‌دانند، مورد تخریب قرار دهد.

وی در ادامه برای بیانات مقام معظم رهبری در کردستان نیز به صورت علنی در رسانه‌ به اصطلاح ملی مصداق‌سازی کرد و هم‌چنین با تمسک به همان مثلا پژوهش‌های خود، نتیجه گرفت که مردم فریب سیاه‌نمایی‌ها! را نمی‌خورند.

ظاهرا دست‌اندکاران نسخه تصویری رجانیوز فراموش کرده‌اند که رهبر معظم انقلاب اسلامی در روز اول سال درباره موضع رهبری در انتخابات خاطرنشان کردند: «همیشه گمانه زنی‌ها و شایعاتی در این زمینه بوده و خواهد بود اما بنده یک رأی دارم که در صندوق می‌اندازم و به هیچ کس هم نمی‌گویم که به چه کسی رأی بدهد یا ندهد، چرا که تشخیص این مساله برعهده خود مردم است. گاهی که از دولت دفاع و حمایت می‌کنم، برخی معنایی ناصحیح برای این مساله جعل می‌کنند در حالی که من براساس وظیفه همیشه از دولت‌ها و خدمتگزاران کشور حمایت کرده‌ام بخصوص هنگامی که می‌بینم دولتی بیشتر به محرومان رسیدگی می‌کند و در مقابل ظلم و استکبار می‌ایستد و مورد تهاجم غیرمنصفانه نیز قرار می‌گیرد، اما این سخنان و رفتار بنده ربطی به انتخابات ندارد و اعلام موضع انتخاباتی نیست.»

نکته قابل توجه در این میان، شباهت بسیار زیاد شیوه تخریب برخی حامیان دولت به برنامه‌هایی است که در سال 76 برای آقای خاتمی تدارک دیده شده بود؛ چنان که در شب انتخابات دوم خرداد، آقایان با بهره‌برداری از بخش‌هایی از سخنرانی شهید مظلوم دکتر بهشتی سعی کردند، وجهه خاتمی را تخریب کنند که البته صبح دولتشان ندمید و آنچه نباید، برایشان رخ داد.
در این میان علاوه بر اینکه آقای ضرغامی حتما باید پاسخگوی این شیوه برنامه‌سازی و استفاده از افرادی که سابقه‌‌شان بر همه معلوم است و خیلی موارد دیگر، باشند، سخنی با سازندگان و کارشناس و مجری برنامه لازم است:

عرصه سیمرغ موسوی جولانگه شما نیست که روبه‌صفتانه در پوستین «شیر بیشه ایران» می‌افتید و تنها عرض خود می‌برید؛ زیرا که «این شیر پنجه دیوان شکسته است».

برداران محترم، حتما مردم فریب دروغ‌ها را نخواهند خورد و تکلیف خود را با جریانی که سال‌هاست این گونه با عرض و آبروی مردان مرد مملکت بازی می‌کند، روشن خواهند کرد و خداوند به عنوان برترین مکرکنندگان مکر خود را بر شما نمایان خواهد کرد.

حال از خوانندگان محترم خواهش‌می‌کنم اظهارات گوهربار به اصطلاح کارشناس برنامه ایران 88 شبکه سوم را که همین دیشب (29 اردیبهشت) زنده پخش شده را بخوانید و قضاوت کنید:
« ... نکته دقیقی را جنابعالی (مجری) درباره انتخاب آقای ابوالحسن بنی‌صدر اشاره کردید، در واقع بسیاری از کسانی که بنی‌صدر را از گذشته می‌شناختند و با سلوک و شخصیتی که وی در فرانسه داشت، هم‌چنین عملکرد و رفتار سیاسی که او از خود بروز می‌داد، آشنا بودند و بعضا از ارتباطاتی که بعدها مشخص شد با مجموعه‌هایی مثل سازمان جاسوسی آمریکا به صورت محرمانه داشته است خبر داشتند... از نوع منش و رفتار بنی‌صدر می‌شد ایشان را شناخت؛ اما بنی‌صدر یک زرنگی کرد و آن این بود که خود را به عنوان گزینه مطلوب امام معرفی کرد و خود را منتتسب کرد به حضرت امام و به عنوان کاندیدای خط امام، خود را توانست از اذهان عمومی جا بیندازد، در حالی که انصافا هیچ نسبتی با آرمان‌ها و دیدگاه‌های حضرت امام نداشت، اما با زرنگی و تسلطی که در سخن گفتن داشت توانست این کار را انجام دهد؛ به هر حال آن انتخاب یک تجربه تلخ بود؛ هر چند که توانست چراغی فراروی ما قرار دهد تا نامزدها را در آن منظومه عملکردی، رویکردی و نظام فکری‌شان و در تیم‌های اجرایی که در اطراف یک کاندیدا هستند، لحاظ کنیم... امروز دارد به مجریان دولت و خدمتگزاران ظلم می‌شود و اینها احصاء شده است و ما با سونامی سیاسی مواجه هستیم ولی مردم ما نشان داده‌اند که پاسخ این سیاه‌نمایی‌ها و دروغ‌ها را خواهند داد.»

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/30ساعت 14:5 توسط شادی رفاهی| |

توزیع تراول‌های یکصدهزار تومانی در همایش فرهنگیان
از سوی دولت نهم صورت گرفت:

قلم - در ادامه پرداخت‌های نقدی دولت به اقشار مختلف، این بار تراول‌های صد هزار تومانی در همایش تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش توزیع شد.
همایش ملی تحول بنیادین در نظام آموزش و پروش روزهای شنبه و یکشنبه جاری (26 و 27 اردیبهشت‌ماه 88) در اردوگاه شهید باهنر برگزار شد و در این همایش بیش از 700 نفر از فرهنگیان از نقاط مختلف کشورمان حضور داشتند که در پایان این همایش به هر یک از شرکت‌کنندگان، یک تراول یکصد هزار تومانی داده شد.

بابا عجب انتخابات پر برکتی شده.کاش طول دوره تبلیغ بیشتر می شد تا همه اقشار ضعیف جامعه به نوایی می رسیدند.سیب زمینی رایگان -سفر کارت-تراول- به به عجب دولت سخاوتمندی

یاد پارسال افتادم که نیم ساعت تو مترو  ایستگاه قبل از بهارستان گیر افتاده بودم و قطار حرکت نمی کرد.وقتی علت را جویا شدم گفتند معلمها چند روزی است که دم مجلس  به خاطر ندادن حقوقشان  تجمع کرده اند .

 خوب دیگه خدا را چه دیدی شاید تا چند روز دیگه نفری یک ویلا هم به همه مردم داده بشه شایدم تو حیاط ویلا یک بنز هم پارک شده باشه.تعجب نکنید.همه چیز امکان دارد.

هر روز تا انتخابات یک امتیاز !

نوشته شده در سه شنبه 1388/02/29ساعت 8:59 توسط شادی رفاهی| |

آقای موسوی! من رای نمیدم
نامه یه ایرانی از غرب ایران

 آقای میر حسین موسوی! سلام. من رای نمی دهم ... 

 در شرایطی که  هیچ وقت نظرات من نه در رسانه ی به اصطلاح ملی و نه در هیچ رسانه ی گفتاری و شنیداری ؛ انعکاس داده نمیشه و هیچ ارزشی برای نظر من به عنوان یک جوان قائل نمیشن ؛ و فقط روز انتخابات من رو میخوان، من هم تلافی میکنم و نظرم رو که در قالب یک رای هست، در روز انتخابات ، اعلام نمی کنم .

داستان از اینجا شروع شد که سن من برای رای دادن در سالی که آقای خاتمی برای بار دوم رئیس جمهور شدن؛ قانونی شد اما من اون سال و 4 سال بعدش هم رای ندادم .

دلیل اول اینکه شناسنامه م در تمام این سال ها در گرو یه نفره که بابتش 300 هزار تومان میخواد . نخندین. واقعیت رو گفتم. خب ندارم و زمانی هم که همچین مبلغی رو دارم، ترجیح میدم صرف کارهای مهمتری بکنم چون شناسنامه برای من  کاربرد زیادی نداره.

کاربردهای شناسنامه: خرید ملک و سند زدن - ازدواج - خروج از کشور - گواهینامه

اینها یه رویای طنز هستن واسه من.

البته شناسنامه رو یه جاهای جزئی هم لازم دارم که با یه کپی که از اون قدیما از شناسنامه م گرفتم، حلش میکنم . پس چرا باید 300 هزار تومان پول رو دور بریزم ؟ برای رای دادن ؟ نه

دلیل دوم، برخورد دور از تصور برخی از ارگان های دولتی که وظایف سنگینی در مقابل ملت دارند.

این ارگانها تعداد زیادی از نیروها و بودجه ی کشور رو صرف میکنن تا یک جوان رو زیر نظر بگیرن. و بالاخره یه روز تمام کارهایی رو که طی 3 سال انجام دادی واست مو به مو تعریف میکنن.

یک آن بدنت میلرزه ، نه از ترس و شرم ، چرا که هیچ گناه شرعی و اخلاقی و مالی و ... انجام ندادی ، بلکه بدنت از این میلرزه که نکنه زندگی من یه فیلمه و توی همه ی این سالها من بازیچه ی دست یه کارگردان بودم و تمام کارهای منو مردم دنیا دیدن ، اما به سرعت از این افکار هالیوودی بیرون میای .

عکس العمل دومت اینه که میخندی و بعد خدا رو شکر میکنی از اینکه بزرگترین مشکل امنیتی و سیاسی و اخلاقی و شرعی و مالی کشورت هستی و با این حساب دیگه مملکتم راحت شد .

بعدش افکار دیگه ای سراغت میان و میبینی که جرمت اینقدرها هم سنگین نبوده چون اینکه بعد از 4 سال بخوای یه مسافرت بری و از بابات پول قرض بگیری ؛ این که جرم مالی و شامل اون اصل از کجا آوردی ؛ نمیشه . و اینکه یه سفر چند ساعته به مشهد رفتی ولی فرصت نکردی به زیارت بری ؛ این هم دلیل بر مفسد فی الارض بودنم نمیشه ،  من همیشه عاشق امام رضا بودم . و اینکه لباس محلی شهرم را برای اولین بار پوشیدم ، دلیل بر تجزیه طلب بودن نیست و اینکه از شانس بد من ساعتی وارد یک تشکل شدم که هنوز ارباب رجوع دیگه ای به غیر از منشی وارد نشده ، دلیل بر فساد اخلاقی نیست .

پس اینجا چه خبره ؟

مگه من کی ام؟ چه کار خلافی انجام دادم؟ چه خطری برای جامعه هستم؟

من فقط یه جوان ایرانی ام، البته دیگه به جوان بودنم شک دارم چون یکشبه خیلی پیر شدم .

این آقایان به جای اینکه وقت و توان و بودجه شون رو صرف مبارزه با هزاران جرم و فسادی که در ادارات به اوج خودش رسیده ؛ بکنن ؛ دنبال من افتادن تا از کاه ، کوه بسازن . چرا ؟

چون اینها جوان رو به چشم یک فرصت نمیبینن و اون رو تهدید میدونن . امان از توهم توطئه . خسته شدم .

اما امروز صبح از خواب که بیدار شدم ، یه تصمیم گرفتم .میخوام یه سر برم ثبت احوال و شناسنامه المثنی بگیرم (آخه این روزا هیچ پولی ندارم که شناسنامه م رو آزاد کنم و فقط سیب زمینی دارم که متاسفانه دوران داد و ستد کالا به کالا گذشته ) امیدوارم توی فرصتی که تا انتخابات باقی مونده ، المثنی رو صادر کنن .

میخوام اینبار رای بدم .

آقای موسوی، لطفا رای بیارید. چون چیز زیادی از جوانی من باقی نمونده که بخوام توی اتاقم هدر بدم .

یه ایرانی از غرب ایران

نوشته شده در یکشنبه 1388/02/27ساعت 15:45 توسط شادی رفاهی| |

روزنامه اندیشه نو - شماره 891 - یکشنبه 27 اردیبهشت 1388 روزنامه
27 روز مانده تا انتخابات

در فضای نابرابر رسانه ای تنها روزنامه ای که برای مهندس میرحسین موسوی منتشر می شود، روزنامه اندیشه نو است.
این روزنامه در 4 صفحه تمام رنگی به قیمت 50 تومان در سراسر کشور انتشار می یابد.

 روزنامه "یاس نو" پس از انتشار یک شماره در دوره جدید از انتشار باز ماند.

 سایت نوروز  خبر داد که در پی درخواست اعاده دادرسی و تجدیدنظرخواهی در پرونده روزنامه یاس نو توسط سعید مرتضوی، دادستان عمومی و انقلاب تهران در روز شنبه 26 اردیبهشت 88 و انتقال موضوع به وزارت ارشاد، ملکیان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و دبیر هیات نظارت با ارسال نامه‌ای به محمد نعیمی‌پور، مدیرمسوول روزنامه یاس نو، توقف انتشار روزنامه را خواستار شد.

این هم از خبر امروز.بسیار جالب.به خودم می گویم این ها همه کار خداست.شاید بخواهد صفات نهفته انسانها را به ما نشان دهد.اگر این دو روزنامه هم را ببندند.نمی توانند پرچم های سبزمان را از دستمان بگیرند.  ایرادی ندارد همه ساکت باشند.بگذارند فقط آنها صحبت کنند.فقط پرچم های سبز بالا.

نوشته شده در یکشنبه 1388/02/27ساعت 11:47 توسط شادی رفاهی| |

یاس نو آمد؛  

 دوره جدید روزنامه "یاس نو" توسط جمعی از روزنامه‌نگاران حامی خاتمی و موسوی به مدیرمسئولی محمد نعیمی‌پور از شنبه 26 اردیبهشت 88 پس از چند سال توقیف مجددا منتشر شد.

 اولین شماره روزنامه "یاس‌نو" بعد از توقیفی طولانی مدت با تیتر اصلی "خاتمی - موسوی برای ایران" بر روی کیوسک‌های مطبوعاتی سطح شهر قرار گرفت .روزنامه یاس نو تنها روزنامه اصلاح‌طلب است که گردانندگان آن پیش از انصراف خاتمی از نامزدی او حمایت می‌کردند و اکنون نیز از حامیان جدی کاندیداتوری میرحسین موسوی هستند و همچون پویشگران «موج سوم» همزمان از میرحسین موسوی و خاتمی حمایت می‌کنند. از آن‌جا که روزنامه یاس نو در میان روزنامه‌های اصلاح‌طلب دارای قوی‌ترین تحریریه است و مهمترین رسانه‌ی مکتوب حامیان موسوی و خاتمی است، افزایش مخاطب آن تا روز انتخابات ریاست جمهوری به سود اصلاح‌طلبان و میرحسین موسوی است و شایسته است با توجه به فقر رسانه‌ای شدید اصلاح‌طلبان،‌ پویشگران «موج سوم» و حامیان موسوی و خاتمی بکوشند «یاس نو» بیشتر خوانده شود. از سویی دیگر فرصت چندانی تا روز 22 خردادماه نمانده است و افزایش تیراژ و مخاطب یک روزنامه جدیدالانتشار نیز فرآیندی زمان‌بر است. از این رو «موج سوم» از پویشگران و حامیان موسوی درخواست می‌کند برای حمایت از این روزنامه نوپا و برای افزایش تیراژ و تأثیر آن در ایام باقی‌مانده تا روز انتخابات، هر روز حتماً یک یا حتی‌الامکان دو نسخه از این روزنامه را خریداری کنند و بکوشند هر نسخه از روزنامه نیز دست به دست بگردد و چندین بار خوانده شود. از پویشگران همچنین درخواست می‌شود آشنایان و دوستان خود - اعم از حامی موسوی و غیرحامی موسوی - را با «یاس نو» به عنوان جدی‌ترین روزنامه حامی موسوی و خاتمی آشنا کنند و آن‌ها را تشویق نمایند هر روز «یاس نو» بخوانند و اگر حامی موسوی نیستند با خواندن «یاس نو» به حمایت از موسوی بیشتر تشویق شوند و اگر حامی موسوی هستند،‌ مهمترین روزنامه حامی او را یاری دهند و از مطالب آن استفاده کنند.

طرح «هر پویشگر، دو یاس‌نو» پس از طرح‌های «عیددیدنی‌های موج سومی»، «تاکسی تا تاکسی»، «آرایشگران پویشگر»، «عروسی‌ها و میهمانی‌های موج سومی»، «موج سوم سبز»، «گره سبز، پرچم سبز» و «ثبت نام موج سوم از داوطلبان صیانت از آراء»، نهمین طرح از سری طرح‌های بیست‌گانه «پویش‌یاری» است که از این پس توسط «پویش» اعلام خواهند شد. طرح‌های «پویش‌یاری» توسط صدها هزار پویشگر گمنام «موج سوم» و حامیان خاتمی و موسوی به طور داوطلبانه در متن زندگی روزمره و به طور «خودجوش» انجام می‌شوند و همه معطوف به افزایش احتمال پیروزی میرحسین موسوی و تعداد آراء او در انتخابات پیش رو هستند. لازمه موفقیت و اثرگذاری این طرح‌ها اجرای داوطلبانه و مسئولانه آن‌ها توسط صدها هزار پویشگر این «پویش» مردمی، مستقل و خودجوش است که با انجام فعالیتی مشترک احتمال پیروزی موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم را افزایش می‌دهند.

از قریب به نیم‌میلیون پویشگر «موج سوم» و عموم حامیان موسوی و خاتمی درخواست می‌شود از دوستان و آشنایان خود نیز بخواهند که همچون آن‌ها به مجریان «طرح هر پویشگر، دو یاس نو» بپیوندند.

طرح‌های «پویش‌یاری» همه به نحوی طراحی شده‌اند که اجرای آن‌ها به راحتی امکان‌پذیر است و در عین حال تأثیر فراوانی دارند. به باور «موج سوم»، با توجه به فقر رسانه‌ای و اقتصادی ستادهای موسوی و محدودیت‌های پیش روی نامزد اصلاح‌طلبان،‌ مهمترین سرمایه موسوی حامیان گمنام و صدها هزار پویشگر داوطلب است که با سازمان‌دهی مناسب و انجام طرح‌هایی چون طرح‌های «پویش‌یاری» می‌توانند شانس پیروزی نامزد خود در رقابت نابرابر پیش رو افزایش دهند. از اعضای ستادهای انتخاباتی موسوی در سراسر کشور، دانشجویان و اعضای ستادهای 88 نیز دعوت می‌گردد که به جمع صدها هزار پویشگر مجری این طرح‌ها در خانه، خانواده، محله و محیط اجتماعی خود بپیوندند. از رسانه‌های گروهی و سایت‌ها و روزنامه‌های حامی موسوی و وبلاگ‌نویسان و اصحاب رسانه نیز درخواست می‌شود «پویش» را در اطلاع‌رسانی مناسب‌تر درباره طرح‌های «پویش‌یاری» یاری کنند.

نوشته شده در شنبه 1388/02/26ساعت 14:37 توسط شادی رفاهی| |

آن مرد سبز آمد 

آن مرد آمد، آن مرد سبز آمد، آن مرد آمد و پیامی سبز را برای ایران آورد.

آن مرد آمد، آمد تا کرامت انسان ها را پاس دارد، آمد تا مردم را ببیند، از حق آنان دفاع کند و آنان را از واقعیت ها خبر سازد.

او آمد تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کند، آن آزادی که وعده خداوند و قانون اساسی است.

آن مرد آمد تا آمدن اش وسیله ای باشد برای بازگرداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی.

آن مرد آمد تا ایران و ایرانی را بهتر به جهانیان بشناساند و به آنها بگوید من ایرانی ام، زاده ایران بزرگ با تمدنی به درازای تاریخ جهان، سرزمینی که اجداد من بیان کننده نخستین قوانین حقوق بشر و انسانی بودند، آن سرزمینی که دعوت پاک پیامبر بزرگ اسلام را با رضایت پذیرفت و سعی در شکوفایی و گسترش آن نمود.

آن مرد آمد تا از هویت ایرانی دفاع کند که در این سال‌ها سعی کرده‌اند گذشته‌های پر افتخارش را پنهان کنند و تنها رنگ تهاجمی به آن بدهند.

آن مرد آمد و پیام آورد که ای ایران عزیز! دوباره تو را خواهیم ساخت و خون تازه‌ای را در رگ‌های تو روان خواهیم کرد تا دوباره دنیا تمدن بزرگ و غنی ایران را ببیند.

آن مرد آمد تا همراه‌مان باشد برای رسیدن به ایرانی مستقل، آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند.

آن مرد آمد اما واقع بینانه آمد، او آمد تا درمانی باشد برای درمان‌های عجولانه، او  آمد تا آتش‌های زیر خاکستر را که هر آن امکان شعله ور شدن دارند، خاموش کند.

آن مرد آمد برای آن که پیکره بیمار و زخم خورده ساختارهای غلط جامعه ایران را درمانی تازه باشد.

آن مرد آمد تا حامی مستضعفینی باشد که فشارهای زندگی، قامتشان را خم ساخته، چهره‌هایشان را عبوث و کودکان‌شان را افسرده و دلمرده کرده و سیاست های غلط اقتصادی، عزت‌شان را نشانه رفته است.

آن مرد آمد تا درمانی بر این دردها باشد.

آن مرد می‌دانست که عظمت ایران در گرو و مرهون فداکاری این مردم است و از یاد نبرده بود حماسه‌هایی که همین مردم در صحنه جنگ با دشمن آفریدند و از بالاترین های خود که همانا جان شیرین‌شان بود، گذشتند.

آن مرد می‌داند که باید کودکان آن نسل فداکار را حامی باشد و به پاس فداکاری‌های پدرانشان، آغوش خود را برای آنان باز نگهدارد و چشم بر دردهایشان نبندد.

آن مرد آمد تا حافظ دوباره علم و راهیان علم باشد و رابط میان علم و هنر و در جهت اهداف و آرمان‌های ایران بزرگ.

آن مرد آمد تا گوش شنوایی برای رهجویان علم و دانش باشد، حریم امنشان باشد و وطن را پایگاه استقرار آنان قرار دهد، تا محصول علم خود را  به واسطه بی‌توجهی‌ها در دامن بیگانه نریزند.

آن مرد آمد تا نشاط را به ایران باز گرداند و برای این کار بزرگ، همه ایرانیان را با هر توانایی سازنده، پذیراست.

آن مرد آمد و او آغازگر دعوت دوباره‌ای است تا همه آنهایی که سعادت ایران در گرو حضور آنان است، با هم متحد گردند.

آن مرد آمد تا هویت به خواب رفته زن را به او بازگرداند و از این نیروی بزرگ که در کنج خانه‌ها به فراموشی سپرده شده است و همواره وجود پر منفعت‌اش به بیراهه هدر رفته، به عنوان نیروی بزرگ و سازنده در ساخت خانواده بزرگ ایران کمک بگیرد. چرا که نیک می‌داند بی‌توجهی به زن یعنی تخریب خانواده که رکن اصلی جامعه است.

و سرانجام  آن مرد آمد، آن مرد با دستانی سبز آمد، آن مرد با قدم‌هایی سبز آمد تا سبزی و خرمی را نثار مردم ایران کند، چرا که او پیام آور سبزی و خرمی برای ایران عزیز است.

در خرداد ماه گلدان‌های سبزمان به گل خواهد نشست.  

نوشته شده در شنبه 1388/02/26ساعت 11:12 توسط شادی رفاهی| |

بعد از تمام وعده‌ها و شعارهایی که این روزها هرچه بیشتر رنگ انتخاباتی به خود می‌گیرند، این‌ بار نوبت زنان خانه‌دار است.

 بعد از تمام فراز و نشیب‌ها و وعده‌هایی که در مورد بیمه طلاق و ازدواج و بیمه زنان سرپرست خانوار و سهام عدالت و... در چند سال اخیر جریان داشته است، چند ماهی است که زنان خانه‌دار در مرکز برنامه‌های دولت قرار گرفته‌اند و هر روز هم آمارهای مختلفی در مورد آن اعلام می‌شود. در جدیدترین اظهارنظر نیز «علی ذبیحی» مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی اعلام کرده است که این سازمان به منظور حمایت از زنان خانه‌دار، لایحه‌ای را آماده و تقدیم دولت کرده است که در صورت تصویب، سهم دولت در پرداخت حق بیمه به 27/20درصد افزایش و در ازای آن سهم بیمه زنان خانه‌دار به 7درصد کاهش می‌یابد.

در همین راستا دیروز وزیر رفاه و تأمین اجتماعی با بیان اینکه پرداخت مبلغ کلی حق بیمه توسط زنان خانه‌دار امکان‌پذیر نیست، اعلام کرد قرار است یارانه دولتی برای بیمه این زنان در نظر گرفته شود و تا روز چهارشنبه 23 اردیبهشت نهایی و ابلاغ می‌شود. اما این اظهار‌نظرها در حالی بیان می‌شود که دو هفته پیش زمزمه‌هایی از وزارت رفاه به گوش می‌رسید مبنی بر اینکه موضوع بیمه زنان خانه‌دار منتفی است و بنابراین بهتر است زنان خانه‌داری که طی این پنج سال عضو صندوق بیمه زنان خانه‌دار شده‌اند، بروند و پول‌هایشان را پس بگیرند. پنج سالی که دقیقاً قرار بود پس از سپری شدنش، زنان خانه‌دار عضو این صندوق، مستمری دریافت کنند؛ به طوری که در بخشی از آیین‌نامه بیمه زنان خانه‌دار آمده است: «زنان بیمه شده مطلقه، بی‌سرپرست و بدسرپرست، از کار افتاده، زنان بیمار و صدمه دیده دارای سرپرست که کمتر از 50 سال سن داشته و حق‌السهم بیمه خود را کمتر از پنج سال پرداخت کرده باشند می‌توانند از مستمری بیمه‌ای طرح بهره‌مند شوند. همچنین در صورتی که زنان خانه‌دار دارای شرایط اعلام شده، حداقل پنج سال حق‌السهم بیمه خود را به حساب مربوطه در بانک واریز کرده باشند و حداقل سن آنان هم 50 سال باشد می‌توانند از حداقل مزایای مستمری بیمه‌ای طرح بهره‌مند شوند.»

 مشکلات بیمه زنان خانه‌دار
بیمه زنان خانه‌دار در سال 1381 با اختصاص ردیفی خاص از قانون بودجه به مبلغ دو میلیارد ریال تصویب شد و اجرای آن برعهده سازمان بهزیستی قرار گرفت اما شرایطی که برای این بیمه گذاشته شده بود، کمی آن را غیرمعقول نشان می‌داد و عملاً مشمول تعداد زیادی از زنان نمی‌شد. مثلاً طبق این طرح، زنانی تحت پوشش این نوع بیمه قرار می‌گرفتند که شاغل، دانشجو یا دانش‌آموز نباشند و سن‌شان کمتر از 22 و بیشتر از 60سال نباشد، در حالی که طبق آیین‌نامه این بیمه، زنان از کارافتاده و بیمار نیز جزو افراد مشمول در نظر گرفته شده بودند؛ زنانی که اگر دارای این شرایط هم بودند باید زیر 60 سال سن داشتند و همین مسئله تناقض بزرگی را در این بیمه آشکار می‌کرد.

اما از سوی دیگر، پس از تمام صحبت‌هایی که در مورد مشکل بودن پیدا کردن شرکت‌های خصوصی‌ای که صغر باشند با سازمان بهزیستی برای بیمه زنان خانه‌دار شده بود و پس از تمام وعده‌هایی که این سازمان به زنان خانه‌دار در مورد محقق شدن اجرای این بیمه برای آنان داده بود، رئیس گروه بیمه صاحبان حرف و مشاغل آزاد؛ در آذرماه سال گذشته اعلام کرد که «طی مصوب هیأت‌مدیره سازمان، زنان خانه‌دار را در زمره حرف و مشاغل آزاد قرار دادیم و تمامی زنانی که سن آنها زیر 45 سال است و سابقه حق بیمه ندارند مشمول این بیمه می‌شوند.» در آن زمان قرار بود که این بیمه با نرخ‌های 12، 14 و 18درصد از حقوق ماهانه زنان خانه‌دار، مشمول آنها شود که هر کدام به دوره‌ای از زندگی این زنان مانند دوران بازنشستگی، از کار افتادگی و یا فوت بعد از بازنشستگی اختصاص می‌یافت اما در این میان نکته‌ای که بیشتر از همه به ذهن می‌رسد این که اگر زنان شاغل به مشاغل خانگی را از آمار 6/54 درصدی جمعیت کل کشور که حدود 10 میلیون نفر زن خانه‌دار می‌شود، استثنا کنیم، آیا زنان خانه‌دار از آن میزان پول دریافتی از همسرانشان برخوردار هستند که بتوانند با پرداخت 26هزار تومان از آن، مشمول این بیمه شوند و در کنار مشمولان بیمه صاحبان حرف و مشاغل قرار بگیرند؟ در حالی که در طرح بیمه زنان خانه‌دار، حق بیمه‌ 5هزار تومان تعیین شده بود.

 آیا بیمه زنان خانه‌دار اجرایی است؟
با تمام آمارها و نرخ‌های مختلفی که هر از چند گاه از سوی مسئولان در مورد بیمه زنان خانه‌دار اعلام می‌شود و با اینکه طبق آخرین اظهارنظر وزیر رفاه، سهم دولت در پرداخت حق بیمه به 27/20درصد افزایش و در ازای آن سهم بیمه زنان خانه‌دار به هفت‌درصد کاهش می‌یابد اما باز هم به نظر می‌رسد اختلاف‌نظرهای زیادی در این مورد وجود دارد. «هادی مقدسی» عضو کمیسیون اجتماعی مجلس، در این مورد به خبر می‌گوید:‌ «تمام مشکلات به وجود آمده در این مورد برمی‌گردد به اختلاف‌نظرهایی که میان سازمان رفاه و سازمان‌ تأمین‌اجتماعی به وجود آمده است. در حالی که طبق اصل 21 قانون اساسی، دولت موظف است همه آحاد جامعه را تحت پوشش حمایتی خود ببرد و طبیعتاً زنان خانه‌دار نیز جزو این اصل قرار می‌گیرند.» این نماینده مجلس، زنان خانه‌دار را جزو آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه می‌داند:‌«زنان خانه‌دار، افرادی هستند که اگر مشکل کوچکی در خانواده به وجود بیاید، بیشترین آسیب را می‌بینند و زودتر از دیگر اعضای خانواده از کارافتاده می‌شوند، بنابراین این مصداق عینی عدالت‌محوری است که در هر دولتی که بر سر کار است یا می‌آید، توجه ویژه‌ای به آنها شود و قوانینی را در این مورد تصویب کنند که شرایط سختی نداشته باشد و همه آنها را شامل شود.» اما از سوی دیگر با اینکه مسئولان تأمین‌اجتماعی از استقبال بی‌نظیر زنان خانه‌دار از این بیمه خبر می‌دهند، باز هم هستند کارشناسانی که معتقدند زنان نه تنها خود درآمد مستقلی ندارند، بلکه همسران تعداد زیادی از آنها که جزو قشر متوسط جامعه به حساب می‌آیند، آنقدر درآمد ندارند که علاوه بر پرداخت حق بیمه خود، مبلغ مربوط به حق بیمه همسرانشان را نیز بپردازند.

دکتر «مصطفی اقلیما»، دبیر جامعه مددکاری ایران که تحقیقات زیادی را در مورد بیمه‌های مختلف انجام داده است، با اشاره به اینکه دولت موظف است افراد مختلف جامعه را بیمه کند، می‌گوید: «ما زمانی می‌توانیم از بیمه زنان خانه‌دار صحبت کنیم که خانه‌داری را جزو مشاغل به حساب بیاوریم و مزایای دیگری را نیز به شاغلان آن اختصاص دهیم؛ یعنی اگر به عنوان مثال، براساس پایه حقوق همسرانشان مبلغی از آنها گرفته می‌شود، دو برابر آن به عنوان حقوق مستمری به آنها داده شود نه یک‌پنجم آن.» اقلیما ادامه می‌دهد: «اگر ما بخواهیم از زنان خانه‌داری که هیچ کار خانگی درآمدزایی را انجام نمی‌دهند، حق بیمه دریافت کنیم، باید سراغ همسرانشان برویم، در حالی که بسیاری از این همسران درآمد کافی برای پرداخت حق بیمه خودشان را نیز ندارند چه برسد به همسرانشان، افرادی هم که شوهرانشان دارای بیمه هستند و خود نیز تحت‌پوشش این بیمه قرار می‌گیرند نیازمند به بیمه جدید نیستند، اما اگر جامعه هدف این طرح، زنان سرپرست خانوار هستند، باید بگوییم که طبق قانون، دولت موظف است کمک لازم را به این زنان بکند نه اینکه حق بیمه‌ای را اضافه بر خرج روزانه‌شان از آنها بگیرد.»

به نظر می‌رسد با تمام فراز و نشیب‌هایی که این طرح از پنج سال گذشته به خود دیده است، مسئولان سازمان تأمین‌اجتماعی و وزارت رفاه، باید با دقت بیشتری شرایط مربوط به بیمه زنان خانه‌دار را تدوین کند و این موضوع را از حد شعارهای تبلیغاتی بگذرانند.

نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/24ساعت 19:7 توسط شادی رفاهی| |

احمدی‌نژاد به اولیا و مربیان مدارس، سفرکارت هدیه می‌دهد!
با وجود بدهی دولت نهم به معلمان

احمدی‌نژاد به اولیا و مربیان مدارس، سفرکارت هدیه می‌دهد!

قلم - در حالی که دولت نهم به دلیل توزیع نامناسب ثروت ملی مورد انتقاد است، هفته آینده قرار است در همایشی با نام گردشگری و خانواده، هزاران سفرکارت ملی از طرف رییس‌جمهور به حاضران در این همایش اهدا شود.

 مطلع شد که هفته گذشته، یکی از مدیران ارشد سازمان گردشگری و میراث فرهنگی در جلسه‌ای با رییسان ادارات آموزش و پرورش کل کشور اعلام کرده است که در 30 اردیبهشت 88 ، همایش گردشگری و خانواده با حضور اعضای انجمن‌های اولیا و مربیان سراسر کشور برگزار می شود و رییس‌جمهور نیز در این نشست سخنرانی خواهد کرد و طی آن سفرکارت‌های ملی به حاضران در همایش اهدا خواهد شد.

بر اساس اطلاعات دریافتی، یکی از مدیران ارشد سازمان گردشگری شخصا در تدارک و نظارت برای برگزاری این برنامه است و تاکنون تلاش‌هایی انجام شده تا با دریافت اطلاعات شناسنامه‌یی اعضای انجمن‌های اولیا و مربیان کشور، سفرکارت‌ها، تهیه و صادر شوند.

ظاهرا این سفرکارت‌ها برای رییسان ادارات آموزش و پرورش و اعضای انجمن‌های اولیا و مربیان در نظر گرفته شده که بسته به نوع کارشان شارژ می شود و قرار است در ابتدا به مناطق مختلف تهران پرداخت شود و بعد از آن به دیگر شهر‌های کشور نیز هدیه شود.

این سفرکارت‌ها برای دارندگان آن، تخفیف‌هایی را در سفر به استان‌های مختلف به همراه دارد که این بار مهرورزی دولت شامل حال انجمن‌های اولیا و مربیان مدارس شده است و این در حالی است که دولت هنوز به معلمان بدهکار است.

تدارک این سفرکارت‌ها در حالی صورت می‌گیرد که دولت نهم به‌دلیل توزیع نامناسب ثروت ملی به ویژه در ایام نزدیک انتخابات مورد انتقاد است و کاندیداهای مطرح ریاست‌جمهوری یکی از دلایل حضور خود در عرصه رقابت انتخاباتی را هدر رفتن منابع ملی و مدیریت نامناسب کشور عنوان می‌کنند.

پیش از این دولت نهم به دلیل توزیع رایگان سیب‌زمینی و پرداخت پول در پاسخ به نامه‌های مردمی مورد نقد قرار گرفته است. وعده‌های رییس دولت نهم درباره پرداخت بدهی و معوقه‌های معلمان، افزایش حقوق بازنشستگان، به کارگرفتن مجدد استادان بازنشسته دانشگاه و... در روزهای منتهی به دهمین انتخابات ریاست‌جمهوری، این شائبه را ایجاد کرد

 
نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/24ساعت 19:1 توسط شادی رفاهی| |

امروز  صبح  طبق عادت هر روز برای خرید روزنامه به کیوسک سر خیابان رفتم.دنبال  دو روزنامه مورد علاقه ام گشتم ولی  هر چه نگاه کردم هیچ اثری از انها روی کیوسک نبود.

با تعجب از فروشنده پرسیدم  روزنامه های"اندیشه نو" و"حیات نو"  هنوز نیاامده؟!

گفت: چرا خانم  ولی در صندوق عقب ماشینمه اگر می خواهی برات بیارم؟

گفتم: جای روزنامه روی کیوسک است نه صندوق عقب ماشین.

گفت نمی خرند .به من گفتند نذاز روی کیوسک که فردا برگشتی بزنم.

خیلی جالب بود که فقط این دو روزنامه جا تنگ کن شده بود و بی طرفدار

یاد حرف مهندس موسوی در هفته پیش افتادم که گفت : ایرادی ندارد که ما هیچ رسانه ای در اختیار نداریم.هر کدام از شما برای من یک رسانه هستید.
نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/23ساعت 11:38 توسط شادی رفاهی| |

 

یکی از مهمترین شعارهای دولت نهم عدالت وشایسته سالاری بود .این وعده زیبای دولت نهم بر خلاف بسیاری از وعده های دیگر که دلایل عدم تحقق آن را قصور دستگاه ها ویا تخریب وتوطئه معرفی می کنند مستقیماً توسط روسای بالای این دولت زیر پا گذاشته شده است نگاهی اجمالی بر پست های دولتی واگذار شده  در این دولت نشان می دهد دولت نهم بسیار بیش از دولتهای پیشین به واگذاری پست های دولتی واداری میان اقوام وفامیل اقدام کرده است.سایت سلام در گزارشی برخی از انتسابات فامیلی  این دولت را فاش کرده است.

قبل از روی کار آمدن دولت نهم یكی از انتقادهایی كه به دولت های گذشته وارد می شد این بود كه كشور در حلقه بسته مدیران گرفتار آمده و به خوبی از نخبگان و كسانی كه از نظر فكری با دولت هماهنگ نبودند اما توانایی مدیریت و قدرت اندیشه و عملگرایی بالا داشتند استفاده نمی شود و مساله نزدیكی و دوری در چینش مدیران تبدیل به یك اصل شده است.

دولت احمدی نژاد با شعار عدالت گستری، مهرورزی و خدمت كار خود را آغاز كرد و بر شایسته سالاری تاكید داشت. ولی پس از مدت کوتاهی روشن شد که این انتقادات در حد شعار باقی ماند و شیوه مورد انتقاد احمدی نژاد به رویه مرسوم و پسندیده در دولت بدل شد. به نظر می رسد در دولت جدید نه تنها حلقه خودی ها تنگ تر شده كه بحث تجربه گرایی با نگاه بازكردن حلقه مدیران به کلی به فراموشی سپرده شده است. و دولت نهم، نه تنها از حجم دیوانسالاری اداری و دولتی ایران کم نکرده، که بانی بخش جدیدی در آن شده است. به نام دیوانسالاری فامیلی.

بعد از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات، در بسیاری از ادارات و سازمانها، بسیاری از کارمندان و کارکنان، بدون اخراج و قطع حقوق، به حاشیه رانده شده، و کارمندان و کارکنان جدیدی که آرم دولت نهم را دارند، بر جای آنان قرار گرفته اند.

در اداره و سازمانی نیست، که از هم نام و هم فامیل، اثر و نشانی نباشد، و در بسیاری از ادارات دولتی، پست های دولتی و سازمانی، فامیلی و موروثی و انحصاری شده است، و بر خلاف شعارهای احمدی نژاد، خود دولت نهم نیز از این گزند در امان نمانده، و باجناقها و اقوام دور و نزدیک بعضی از حامیان و اطرافیان دولت، بدون توجه به عدالت و شایسته سالاری، بر مسند امور قرار گرفته اند.

لیست روسای فامیلی دولت احمدی نژاد

نهاد ریاست جمهوری، وزارتخانه ها و سازمان ها

داوود احمدی نژاد: بازرس نهاد ریاست جمهوری. او برادر بزرگتر محمود احمدی نژاد است.
مسعود زریبافان: دبیر هیات دولت، وی که باجناق محمود احمدی نژاد بشمار می‌رود پس از ریاست جمهوری وی که عضو شورای شهر تهران نیز بود، بعنوان دبیر هیات دولت منصوب گردید. وی چندی بعد و با مصوبه مجلس مبنی بر ممنوعیت اشغال چند پست توسط کارکنان دولت ناچار به استعفا گردید و پس از شکست در انتخابات دور سوم شوراها، بعنوان رییس مجمع باشگاه دولتی استقلال منصوب شد.
علیرضا مددی: مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی، مدیر کل تربیت بدنی استان تهران، وی برادرزاده باجناق زریبافان و کارشناسی صنایع مهمات سازی وزارت دفاع بوده‌است.
حسین شبیری: رییس صندوق مهر رضا، شوهر خواهر احمدی نژاد
پروین احمدی نژاد: معاون مركز امور زنان ریاست جمهوری، عضو شورای شهر، خواهر احمدی نژاد
داوود مددی: رییس سازمان تامین اجتماعی، باجناق زریبافان
ناظمی اردكانی: وزیر تعاون، شوهر عمه داماد زریبافان
دانش جعفری: وزیر اقتصاد، پسر عمه پدر داماد زریبافان
اسماعیل احمدی مقدم: نیروی انتظامی، همزمان با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد اسماعیل احمدی مقدم باجناق محمود احمدی نژاد و معاون نیروی مقاومت بسیج سپاه پاسداران بعنوان فرمانده نیروی انتظامی منصوب گردید.
سیدمحسن نبوی: عضو هیات مدیره شركت سرمایه گذاری خارجی، داماد زریبافان
علی اکبر محرابیان: وزارت صنایع و معادن،پس از برکناری علیرضا طهماسبی در مرداد ۱۳۸۶ علی اکبر محرابیان خواهر زاده محمود احمدی نژاد بعنوان وزیر صنایع و معادن معرفی گردید.
عليرضا علي احمدی: وزارت آموزش و پرورش، وی که باجناق احمدی نژاد است در آذر ۱۳۸۶ جایگزین محمود فرشیدی شد.
مجتبی هاشمی ثمره:خواهر زاده مهندس باهنر، یكی از مشاورین احمدی‌نژاد مشاور عالی، رییس ستاد انتخابات كشور
مهندس مهدی هاشمی ثمره: مدیركل وزارتی وزیر نیرو، برادر هاشمی ثمره
خانم قند فروش: مشاور خانواده وزیر كشور، زن برادر هاشمی ثمره
عبدالحمید هاشمی ثمره: معاون وزیر صنایع، برادر هاشمی ثمره
موسی پور: معاون پارلمانی وزیر كشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )
حسین صمصامی: سرپرست وزارت امور اقتصاد و دارایی خواهر زاده پرویز داودی
علی خیراندیش: پیمانکار ساختمان و پیمانکار وزارت نفت در انتقال گاز ایران به چین (شوهر خواهر هاشمی ثمره )
طاهره نظری مهر: وزارت امور خارجه، وی که همسر منوچهر متکی وزیر امور خارجه دولت احمدی نژاد است، از سازمان بهزیستی (در آستانه بازنشستگی) به وزارت امور خارجه منتقل گردید و به سمت «مدیرکل حقوق بشر و زنان وزارت‌ خارجه» منصوب شد. منوچهر متکی برای انتصاب وی به این پست اداره حقوق بشر وزارت خارجه را از اداره کل سیاسی و اموربین‌الملل جدا و همراه با دفتر امور زنان این وزارتخانه یک اداره کل جدید ایجاد و همسرش را به ریاست آن منصوب کرد.
برادر همسر منوچهر متکی: وزات امور خارجه، وی که دندانپزشک و فاقد هر گونه سابقه خاص در وزارت امور خارجه بوده‌است بعنوان وابسته کار به بحرین اعزام گردید.

استانداری ها

رحیم قربانی - استاندار آذربایجان غربی:
همسر استاندار:ریاست مرکز زنان و جوانان استانداری
باجناق استاندار: معاون سازمان آموزش‌وپرورش استان(سابقه وی مدیریت یک مدرسه غیر انتفاعی بوده‌است)
خواهرزاده استاندار: عضو تیم مشاوران جوان استاندار(در حال طی خدمت سربازی)
خواهرزاده استاندار: مدیر مالی سازمان همیاری شهرداری‌ها
خواهرزاده استاندار: مشاور استاندار و از اعضای مؤثر هیأت نظارت استان
خواهرزاده استاندار: مدیر تدارکات همیاری شهرداری‌های استان و عضو هیأت نظارت (مدرک فوق دیپلم)
پسرخاله استاندار: سمت مشاور استاندار
پسرخاله ديگر، استاندار: سمت مشاور استاندار

به همه اینها چند شغله بودن الهام، سعیدلو، مهرداد بذرپاش ( که مدارج ترقی صد ساله را به سبب دوستی قدیم پدر با احمدی نژاد یک شبه طی کردند) و رحیم مشایی را هم باید اضافه کرد.

انتصاب بسیاری از افراد و وزرای ناآشنا به رشته‌ خود كه اکثرا كوچك‌ترین تجربه و تخصصی در حوزه‌ مدیریت خود نداشته‌اند از وزیر امور خارجه گرفته تا بسیاری از سمت‌های مدیریت و ریاست و معاونت دیگر، کشور را دچار پراكندگی ها و نابسامانی های بسیاری كرده است. گویا تمام نخبگی و تخصص و جامعیت در قامت همین چند فامیل و دوست و آشنای سابق در دانشگاه علم و صنعت و سپاه و شورای نگهبان متجلی شده است و بقیه مردم مشتی کودن و کند ذهن و عقب مانده ذهنی هستند که قادر به در اختیار گرفتن پستی مهم در کشور نیستند.

قطعا راه تحقق و اجرای عدالت و مبارزه با بوروکراسی و دیوانسالاری مخرب، از مسیری بجز استخدام های فامیلی در ادارات و سازمان ها می گذرد.

یكی از ویژگی های حكومت قاجاریه به كارگیری شیوه حكومتی در اداره دستگاه دیوانی با استفاده از حكومت پدرسالارانه و پاتریمونیال و واگذاری مناصب به خویشاوندان بود. روشی كه هدف تحكیم مبانی نفوذ و حفظ سلطه قدرتمندان و انحصار قدرت را در جامعه تعقیب می كرد. این رسم در دوران پهلوی هم ادامه یافت و یکی از نکات ضعف این سلسله نیز محسوب می شد و باب شدن اصطلاح هزار فامیل در این دوره از نشانه های رویکرد منفی مردم نسبت به این رسم ناپسند بود.

آنتوان چخوف نویسنده بزرگ روس هنگامی که تیغ انتقاد خود را بر مشکلات جامعه روسیه می کشد روسیه را معجونی از «تاریخی یخ و سنگین، دیوان سالاری، فقر و جهل.» می نامد و هر یک را لازم و ملزوم دیگری معرفی می کند.

نکته ای که کارگردانان دولت نهم در چهار سال گذشته به کلی آن را به فراموشی سپرده اند.

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/23ساعت 10:24 توسط شادی رفاهی| |

برای نجات وطن برای کسی نباید دعوت‌نامه فرستاد...آنانی که برای این خاک ارزش قائل نیستند و یا ارزش آن را به صفت‌های زشت مردان و زنان این مملکت نسبت می‌دهند، روی سخن من نیستند.

من با کسانی حرف می‌زنم که به قول «سیمین بهبهانی» با استخوان خویش به سقف این سرزمین ستون می‌زنند که نریزد و خراب نشود، با کسانی حرف می‌زنم که آینه وجودی‌شان برای پیشرفت و صدای تازه ایرانی در دنیا زلال است و ترانه می‌خواند و داد می‌زند؛ وطنم...وطنم ...وطنم...

به تمام وطن پرستان، ایران دوستان، آزادی خواهان، اصلاح طلبان و تمام کسانی که عاشق بی چون و چرای ایران هستند، می‌گویم که تا بهار تنها یک زمستان باقی‌ست...

پس بپاخیز و پر کن نوای صنم....

 

برخیز شتربانا بربند کجاوه

کزچرخ همی گشت عیان رایت کاوه

در شاخ شجر برخاست آوای چکاوه

وز طول سفر حسرت من گشت علاوه

بگذر زشتاب اندر از رود سماوه

در دیده من بنگر، دریاچه ساوه

بشتاب و تلافی کن تاراج زمستان

کو سوخته سرو و چمن و لاله بستان

امروز گرفتار غم و محنت و رنجیم

در داو فره، باخته اندر ششو پنجیم

با ناله و افسوس در این دیر سپنجیم

چون زلف عروسان همه در چین و شکنجیم

ای واسطه رحمت حق بهر خدا را

زین خاک بگردان ، ره طوفان بلا را

افسوس که این مزرعه را آب گرفته

دهقان مصیبت زده را خواب گرفته

خون دل ما رنگ می ناب گرفته

وز سوزش تب پیکرمان تاب گرفته

ای مقصد ایجاد سر از خاک به در کن

وز مزرع دین، این خس و خاشاک به در کن

زین پاک زمین، مردم ناپاک به در کن

از کشور جم لشکر ضحاک به در کن

ادیب الممالک فراهانی

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/21ساعت 23:3 توسط شادی رفاهی| |

با توجه به بی طرفی رسانه ملی  در پخش اخبار کاندیدای ریاست جمهوری َ تلوزیون اینترنتی مهندس موسوی ۲۴ ساعته آغاز به کار کرد.

سلام؛ میرحسین!

address:www.ghalamsima.com

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/21ساعت 14:13 توسط شادی رفاهی| |

سلام خدمت شما دوستان خوبم

شما دوستداران خاتون ایرانی

چند روزی ایست که هی آهنگ وطنم وطنم وطنم را گوش می دهم ،هی روزنامه می خوانم،هی اخبار را دنبال می کنم،هی به سایت قلم نیوز سر می زنم

وهی وهی وهی ......

واز امروز می خواهم  در وبلاگم هی بنویسم و هی بنویسم و هی بنویسم

و خواهش می کنم که شما هم هی به خاتون سر بزنید و هی سربزنید و هی من را در جریان نظرات خودتان بگذارید

و در اخر هی متشکرم

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/21ساعت 13:51 توسط شادی رفاهی| |

               از گلایه های دنیا سهم من فقط سکوت است

                   درودی بسیار بعد از سکوتی بسیار

                                            درود

نوشته شده در یکشنبه 1388/02/20ساعت 13:10 توسط شادی رفاهی| |


Design By : Night Skin